ساخت و اعتبار یابی ویژگیهای روانسنجی آزمون مکانیسمهای طرحوارهای
بر مبنای نظریه جفری یانگ
منیره کردلو[۱] حسین کاویان فر[۲] سحر خنداندل[۳]
چکیده:
پژوهش حاضر بهمنظور دستیابی به ابزاری دقیق در سنجش مکانیسمهای طرحوارهای هیجده گانه جفری یانگ اجرا گردیده است. بدین منظور با مطالعه مبانی نظری پیرامون موضوع پژوهش عوامل و ابعاد مرتبط با نظریه مذکور استخراج گردید.این مطالعه از نوع ابزارسازی و اعتبار سنجی است. روش پژوهش توصیفی از نوع پیمایشی است. جامعه آماری در این پژوهش عبارت است از شهروندان شهر تهران در سال ۹۸ بود که آزمون محقق ساخته تعداد ۵۱۳ نفر (۲۸۶ زن و ۲۲۷ مرد) که به روش نمونهگیری تصادفی انتخابشده بودند را پاسخ دادند. ابزار مورداستفاده آزمون محقق ساخته بود که بهمنظور تدوین و ساخت آن به بررسی ویژگیها، مفاهیم و تعاریف طرحواره، مطالعه پژوهشهای پیشین و بررسی آزمونهای موجود و کسب نظرات اساتید و متخصصان در مورد مفهوم این سازه پرداخته شد. بهمنظور بررسی روایی از روشهای روایی آزمون به کمک نرمافزار SPSS و LISREL مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفت که سیزده مؤلفه (رهاشدگی، بیاعتمادی، محرومیت هیجانی، نقص/شرم، انزوای اجتماعی، وابستگی، آسیبپذیری، خود تحول نیافته، استحقاق، خویشتنداری، ایثار، منفی گرایی و بازداری هیجانی) شناساییشدهاند که میزان اثرات كلي این مؤلفهها برابر با ۵۷/۶۶ درصد بوده است. لازم به ذکر است که بارهای عاملی پنج مؤلفه به سطح معناداری نرسیده و درنتیجه از جدول حذفشدهاند. اعتبار کلی آزمون از طریق محاسبه ضریب آلفای کرونباخ برای مؤلفهها در پژوهش حاضر به شرح زیر هست: رهاشدگی ۸۳/۰، بیاعتمادی ۷۶/۰، محرومیت هیجانی ۶۹/۰، نقص / شرم ۸۱/۰، انزوای اجتماعی ۷۲/۰، وابستگی ۷۵/۰، آسیبپذیری ۷۴/۰، خود تحول نیافته ۸۰/۰، استحقاق ۶۷/۰، خویشتنداری ۷۸/۰، ایثار ۸۴/۰، منفی گرایی ۸۴/۰ و بازداری هیجانی ۷۷/۰٫ یافتهها نشان داد که مقیاس دارای شاخصهای مناسب روانسنجی بوده و از کارایی و کفایت مناسبی در امر پژوهش و برنامهریزیهای مشاوره و درمان جهت پی بردن به طرحوارههای ناسازگار اولیه برخوردار است و با اطمینان بالا موقعیتها و مشکلات شناختی، هیجانی و ارتباطی را شناسایی و تبیین مینماید. درنهایت نتایج نشان داد که ابزار ساختهشده نهتنها دارای پایایی مطلوب است بلکه از روایی قابلقبولی برخوردار است.
واژههای کلیدی: سلامت روان، اختلالات بالینی و شخصیت، طرحوارههای ناسازگار اولیه، اعتبار یابی.
Construction and validation of psychometric properties of schematic mechanisms test
Based on Jeffrey Young’s theory
Abstract:
The present study was concluded in order to obtain an accurate tool in measuring Jeffrey Young’s eighteen schematic mechanisms.. The main purpose of this study was to construct and validate the schema mechanism test based on Young’s theory of schema therapy. For this purpose, by studying the theoretical foundations on the subject of research, factors and dimensions related to the theory were extracted. This study is a tool making and validation. The research method is descriptive survey. The statistical population in this study is the citizens of Tehran in 1998 who 513 people (286 females and 227 males) answered the researcher-made test what were selected by random sampling. The instrument used was a researcher-made test, which in order to compile and construct it, examined the features, concepts and definitions of the schema, study of previous researches and review of existing tests, and obtained the opinions of professors and experts about the concept of this structure. In order to evaluate the validity, of the validity methods, the test containing three options for each coping style of surrender, avoidance and compensation for each of the eighteen schemas was performed on the sample. The validity was performed using exploratory factor analysis and confirmation factor analysis by SPSS and LISREL software. Thirteen components (abandonment, distrust, emotional deprivation, defect / shame, social isolation, dependence, Vulnerability, self-undeveloped, entitlement, self-control, self-sacrifice, negativity and emotional inhibition) have been identified that the overall effects of these components was 66.57%. It should be noted that, the factor loads of the five components have not reached a significant level and as a result have been removed from the table. The overall validity of the test by calculating the Cronbach’s alpha coefficient for the components in the present study is as follows: abandonment 0.83, distrust 0.76, emotional deprivation 0.69, defect / shame 0.81, social isolation 0.72, dependence 0.75, vulnerability 0.74, self-undeveloped 0.80, entitlement 0.67, self-control 0.78, self-sacrifice 0.84, negativity 0.84 and emotional inhibition 0.77. The findings showed that the scale has appropriate psychometric indices and has good efficiency and adequacy in research and counseling and treatment planning to identify early maladaptive schemas and with high confidence Identifies and explains situations and cognitive problems, emotions and communication. Finally, the results showed that the tool made not only has the desired reliability but also has acceptable validity.
Keywords: Mental health, Clinical and personality disorders, Early maladaptive schemas, Validation.
مقدمه:
بهطورکلی سلامت عمومی را رفاه کامل جسمانی، روانی و اجتماعی فرد بهطوریکه میان این سه جنبه تأثیر متقابل و پویا وجود داشته باشد، تعریف کردهاند. سلامت روانی را بهعنوان قابلیت ارتباط موزون و هماهنگ با دیگران، تغییر و اصلاح محیط فردی و اجتماعی و حل تضادها و تمایلات شخصی بهطور منطقی و دارا بودن معنی و هدف در زندگی تعریف میکنند (لا مرز و همکاران[۴]،۲۰۱۲، به نقل از خشنود، شیرکوند، عاشوری و عرب سالاری،۱۳۹۴). فردی از سلامت روانی برخوردار است که از اضطراب و علائم ناتوانی به دور است و میتواند ارتباط سازنده با دیگران برقرار کند و قادر به مقابله با فشارهای زندگی است (زاندرمن، اژیگ و نوربک[۵]، ۲۰۱۴). بهرغم وجود روشهای متنوع روانشناختی برای درمان علائم اختلالات اضطرابی و سلامت روان، پژوهشها نشان میدهند که هنوز هم تعداد قابلتوجهی از بیماران مبتلا به درمانهای مرسوم پاسخ نمیدهند و یا بهبودی نسبتاً کمی را نشان میدهند (موسوی اصل، برج علی، سهرابی و فرخی،۱۳۹۳). بر اساس مدل آسیبپذیری-استرس، در آسیبشناسی روانی پژوهشهای زیادی نقش عوامل مربوط به خانواده را بهعنوان عوامل زمینهساز در آسیبپذیری فرد موردبررسی قرار دادهاند (هریس و همکاران[۶]،۲۰۰۲، به نقل از بیگی، بختیاری، محمدخانی، صادقی،۱۳۹۱). در این میان) پیزار و بالبی[۷]،۲۰۰۲ به نقل از بیگی و همکاران،۱۳۹۱) نیز معتقدند که عملکرد والدین سبب ایجاد و گسترش مدلهایی درون سازمان شناختی فرد به نام طرحواره میشود. طرحوارهها موجب سوگیری در تفسیرهای ما از رویدادها میشوند و این سوگیریها در آسیبشناسی روانی میان فردی بهصورت سوءتفاهمها، نگرشهای تحریفشده، گمانههای نادرست، هدف و چشمداشتهای غیرواقعبینانه خود را نشان میدهند (جیمز، ریچل، فرستن و بارتن[۸]،۲۰۰۷). زمانی که طرحوارهها فعال میشوند تبدیل به اتاق فرمان افکار خود آیند منفی میگردند و بهطور منفی موجب سوگیری در اطلاعات میشوند (دلاتر[۹]،۲۰۰۴، به نقل از بیگی و همکاران،۱۳۹۱). با توجه به مطالب فوق میتوان گفت که طرحوارهها سازههایی هستند که بر اساس واقعیت یا تجربه شکل میگیرند و بهعنوان واسطه، پاسخهای رفتاری افراد را تحت تأثیر قرار میدهند و به افراد کمک میکنند تجارب خود را تبیین کنند (یانگ[۱۰]،۲۰۰۳). همچنین طرحواره بازنمایی انتزاعی خصوصیات متمایزکننده یک واقعه است. بهعبارتدیگر طرحی کلی از عناصر برجسته یک واقعه را طرحواره میگویند (یانگ و همکاران[۱۱] ۲۰۰۳، به نقل از حمید پور،۱۳۸۹)؛ بنابراین طرحوارههای ناسازگار اولیه را الگوهای هیجانی و شناختی خود آسیبرسان تعریف میکنند که در ابتدای رشد و تحول در ذهن شکلگرفتهاند و در سیر زندگی تکرار شده و بر نحوه تعبیر و تفسیر تجارب و رابطه با دیگران تأثیر میگذارند. به عقیده یانگ (۲۰۰۳) ریشههای تحولی طرحوارهها را باید در ارضا نشدن درست نیازهای هیجانی دوران کودکی جستجو کرد. این نیازهای اساسی عبارتاند از:۱ – نیاز به دلبستگی ایمن به دیگران ۲ – نیاز به خودگردانی، کفایت و هویت ۳ – آزادی در بیان نیازها و هیجانهای سالم ۴ – نیاز به خودانگیختگی و تفریح ۵ – نیاز به محدودیتهای واقعبینان و خویشتنداری. این نیازها جهانشمولاند، همه انسانها ای نیازها رادارند، اگرچه شدت این نیازها در بعضی از افراد بیشتر است. فردی که از سلامت روان برخوردار است میتواند این نیازهای هیجانی اساسی را بهطور سازگارانهای ارضا کند. گاهی اوقات تعامل بین خلقوخوی فطری کودک و محیط اولیه بهجای ارضای این نیازها منجر به ناکامی آنها میشود. یکی از ریشههای تحولی قابلتوجه در آسیبشناسی اختلالات، طرحوارههای ناسازگار اولیه است که نقش مهمی در شکلگیری بسیاری از اختلالهای روانشناختی دارد (جارویس، پادماناباهانونو و چایپس[۱۲]، ۲۰۱۹). ازاینروی طرحوارههای ناسازگار اولیه، اعتقادات و فرض های نادرستی هستند که تفاسیر، ادراکها، احساسات و رفتارهای ما را تحت تأثیر قرار میدهند (یانگ،۱۹۹۹، ترجمه صاحبی و حمید پور،۱۳۸۹). زمانی که طرحوارهها فعال میشوند میتوانند بر ادراک، واقعیت و پردازش شناختی فرد اثر بگذارند (کرمایر، جردا، لاروس، ولبرگ و کالاهان[۱۳]،۲۰۱۰). یانگ (۱۹۹۹) اظهار میدارد که طرحوارههای ناسازگار اولیه موضوعات و باورهای ثابت و درازمدتی هستند که در دوران کودکی به وجود میآیند، به زندگی بزرگسالی راه مییابند تا حد زیادی ناکارآمدند و این طرحوارهها الگویی برای پردازش تجارب بعدی محسوب میشوند (به نقل از نوایی و همکاران،۱۳۹۴). بالبی (۱۹۸۹) ابراز داشت که نوزادان تجربیات خود با مراقبان را برای ایجاد نمودهای دلبستگی درونی یا الگوهای فعالسازی درونی درباره خودشان و دیگران در روابط بیرون میکشند و این نمودهای دلبستگی در پی آن، انتظارات در مورد روابط و آینده را شکل میدهند و از سوی دیگر طرحوارهها باورهای ارزیابی گرایانه در مورد خود و دیگران را شامل میشوند. چنین بیانشده که بازنماییهای دلبستگی میتوانند بهعنوان طرحوارههای شناختی برای روابط، مفهومسازی شوند که در پاسخ به تجربیات با مراقبان دوران کودکی شکلگرفتهاند (ویردن و همکاران[۱۴]،۲۰۰۸، به نقل از افشاری نیا،۱۳۹۳)؛ بنابراین دلیلی برای اندیشیدن به این موضوع که نظریه دلبستگی ممکن است برخی بینشها را نسبت به ایجاد طرحوارههای شناختی ناسازگار فراهم کند وجود دارد (پالتز، تایسون و ماسون[۱۵]،۲۰۰۵). راینر[۱۶](۲۰۰۸) نیز در بررسی رابطه بین طرحوارههای ناسازگار اولیه با شیوههای فرزند پروری نشان داد که تمام سبکهای فرزند پروری قابلیت پیشبینی طرحوارههای ناسازگار رادارند (به نقل از رادی، حسین ثابت و برج علی،۱۳۹۳). این طرحوارهها در زندگی فرد بهعنوان عدسیهایی عمل میکنند که تفسیر، انتخاب و ارزیابی فرد از تجارب وی را شکل میدهند (به نقل از گانتی و بوری[۱۷]،۲۰۰۸). در الگوی طرحوارهای افراد ازنظر تفسیر و ارزیابیهایی که از تجربه هیجانی خوددارند متفاوت بوده (ویب و جانسون[۱۸]،۲۰۱۶) و ممکن است با راهبردهای مختلفی همچون اجتناب بکوشند با هیجانهای خود مقابله کنند (سو، لی، یو، مین، گی سئو و چویی[۱۹]،۲۰۱۹). طرحوارهها موجب سوگیری در تفسیرهای ما از رویدادها میشوند و این سوگیریها در آسیبشناسی روانی میان فردی خود را نشان میدهند (پاسکال و همکاران[۲۰]،۲۰۰۸، به نقل از افشاری نیا،۱۳۹۳). تجربیات کودکی آسیبزا که سبب ایجاد طرحوارههای ناسازگار اولیه به شمار میآید، فرد را نهتنها در معرض اختلالات شخصیت قرار میدهند بلکه وی را مستعد سایر اختلالها میسازند (هاوک و پرونچر[۲۱]،۲۰۱۱). بهعبارتدیگر طرحوارههای ناسازگار اولیه متغیر تعدیلکنندهای است که تأثیر عوامل آسیبزای اصلی ایجاد اختلال را شدت بخشیده و امکان ابتلا به اختلال را افزایش میدهند. بر اساس مطالعات صورت گرفته بدیهی به نظرمی رسد که بین تجربیات اولیه دوران کودکی و ایجاد طرحوارههای ناسازگار اولیه رابطهای وجود دارد و این طرحوارهها یکی از عوامل اصلی در مدل بیماری پذیری ارثی- استرس اختلالات روانی را تشکیل میدهند (بامبر و مک ماهون[۲۲]،۲۰۰۸، موریس[۲۳]،۲۰۰۶، به نقل از موسوی اصل و همکاران،۱۳۹۳). هدف طرحواره درمانی این است که به بیماران کمک کند تا راههای سازگارانه تری برای ارضای این نیازهای هیجانی بیابند (یانگ و همکاران،۲۰۰۳، ترجمه حمید پور و اندوز،۱۳۸۶). یانگ تأکید میکند که در نحوه برآورده شدن این نیازها و بهعبارتدیگر شکلگیری طرحوارهها علاوه بر نقش مهم خانواده، مزاج جسمانی کودک که مادرزادی است تأثیرگذار است. طرحوارهها اغلب تلاش میکنند تا بتوانند طبق قواعد انعطافناپذیر و درونی شده خود عمل کنند (یانگ و همکاران،۲۰۰۳، به نقل از حمید پور،۱۳۸۹). طرحواره بازنمایی انتزاعی خصوصیات متمایزکننده یک واقعه است. بهعبارتدیگر طرحی کلی از عناصر برجسته یک واقعه را طرحواره میگویند (یانگ و همکاران ۲۰۰۳، به نقل از حمید پور،۱۳۸۹). بر اساس نظریه یانگ طرحوارهها به دلیل ارضاء نشدن نیازهای هیجانی اساسی دوران کودکی به وجود میآیند. بهعبارتدیگر طرحوارههای ناسازگار اولیه بهعنوان باورها، موضوعات و الگوهای مرکزی خود تخریب گری به شمار میروند که بهطور مداوم در طول زندگی تکرار میشوند (یانگ و همکاران، ۲۰۰۳، به نقل از سیمپسون، سیمیوناتو، اسموت، ون ورسویجک، هایس، سوگلریس و رید[۲۴]، ۲۰۱۹). با بررسی تعاریف موجود از طرحواره خصوصیات زیر را برای طرحوارههای ناسازگار اولیه میتوان نتیجه گرفت: ۱ – الگوها یا درونمایههای عمیق و فراگیری هستند. ۲ – از خاطرات، هیجانها، شناخت واره ها و احساسات بدنی تشکیلشدهاند. ۳ – در سیر زندگی تداوم دارند. طرحوارههای ناسازگار اولیه خود تداومبخشاند و به این دلیل که در ابتدای زندگی به وجود آمده و اغلب بنیاد و پایه مرکزی خود پنداره فرد و ادراک او از محیط است در برابر تغییر مقاومت میکند. ۴– بهشدت ناکارآمدند. طرحواره باید بهصورت مکرر و به میزان زیاد ناکارآمد باشد و باعث بروز مشکلاتی میشود. ۵ – طرحوارههای ناسازگار اولیه باورها و احساسهای غیرشرطی درباره خودمان است که در اثر ارتباط با محیط ایجاد میشوند. ۶ – طرحواره ناسازگار اولیه معمولاً توسط وقایعی در محیط فعال میشوند که به آن طرحواره خاص مربوطاند. ۷ – این طرحوارهها نسبت به مفروضههای زیربنایی رابطه نزدیکتری با سطوح بالای عاطفی دارند. ۸ – این طرحوارهها از تعامل خلقوخوی فطری کودک با تجارب ناکارآمد او با والدین و خواهر و برادرها و همسالان در طی زندگی اولیه به وجود میآیند. در دوران کودکی یا نوجوانی شکلگرفتهاند (یانگ و همکاران،۲۰۰۳، ترجمه حمید پور و اندوز،۱۳۸۶). بنابراین میتوان به این نتیجه رسید که طرحوارههای ناکارآمد اولیه میتوانند اطلاعات روانشناختی را تبیین کنند. شاید بتوان گفت که طرحواره یک بسته حافظهای است که محتوای آن را آموزههای فرد در طول زمان شکل میدهد. باید توجه داشت که درروند پدید ایی طرحوارهها عواملی مثل بنیادهای زیستی فرد و عوامل مربوط به محیط تربیتی او همچون محیط خانواده، فرهنگ، تجارب وی در فرآیند رشد، رخدادهای بزرگ و دیگر عوامل تأثیر میگذارند. این بسته حافظهای همچون یک فیلتر بزرگ و پیچیده بر سر راه اطلاعات ورودی به حافظه و همچنین اطلاعات موجود در حافظه عمل کرده و با سرند کردن، دستهبندی و سازماندهی، شکلگیری معانی جدید را در ذهن ممکن میسازد (یانگ،۱۹۹۹، ترجمه صاحبی و حمید پور،۱۳۸۹). طرحواره درمانی که توسط یانگ و همکاران اش به وجود آمده، درمانی نوین و یکپارچه است که عمدتاً بر اساس بسط و گسترش مفاهیم و روشهای درمان شناختی-رفتاری کلاسیک بناشده است. طرحواره درمانی اصول و مبانی مکتبهای شناختی-رفتاری، دلبستگی، گشتالت، روابط شی، سازنده گرایی و روانکاوی را در قالب یک مدل درمانی و مفهومی ارزشمند تلفیق کرده است (یانگ و همکاران،۱۳۸۹، به نقل از عسکری جنت آبادی،۱۳۹۱). در حوزه رشد شناختی طرحواره را بهصورت قالبی در نظر میگیرند که بر اساس واقعیت یا تجربه شکل میگیرد تا به افراد کمک کند تجارب خود را تبیین کنند. علاوه بر این ادراک از طریق طرحواره واسطه مندی میشود و پاسخهای افراد نیز توسط طرحواره جهت پیدا میکنند. بیماران در اوایل زندگی بهمنظور انطباق با طرحوارهها، پاسخها و سبکهای مقابلهای ناسازگاری را به وجود میآورند تا مجبور نشوند هیجانهای شدید و استیصال کننده را تجربه کنند. تمام موجودات در مقابل تهدید سه واکنش اساسی نشان میدهند شامل جنگ، گریز و میخکوب شدن. این سه واکنش یا سه سبک مقابلهای با جبران افراطی، اجتناب و تسلیم همخوانی دارند. وقتی بیماران تسلیم طرحواره میشوند در مقابل آن گردن مینهند و آن را میپذیرند که طرحواره درست است آنها درد هیجانی طرحواره را مستقیماً احساس میکنند ولی بهگونهای عمل میکنند که صحت طرحواره را تائید نمایند. وقتی بیماران سبک مقابلهای اجتناب را بکار میبرند سعی میکنند زندگی خود را طوری تنظیم کنند که طرحواره هیچوقت فعال نشود. آنها میکوشند با ناآگاهی زندگی کنند، انگار که اصلاً طرحواره وجود ندارد. از فکر کردن راجع به طرحواره اجتناب میکنند و افکار و تصاویر برانگیزنده طرحواره را بلوکه مینمایند و در صورت بروز چنین افکار یا تصاویر ذهنی سعی میکنند حواس خود را پرت کنند یا آن را از ذهن خود بیرون کنند. وقتی بیماران سبک مقابلهای جبران افراطی را بکار میبرند از طریق فکر، احساس، رفتار و روابط بین فردی بهگونهای با طرحواره میجنگند که انگار طرحواره متضادی دارند. آنها سعی میکنند تا حد ممکن با دوران کودکی خود یعنی زمان شکلگیری طرحوارهها متفاوت باشند (یانگ و همکاران،۲۰۰۳، ترجمه حمید پور و اندوز،۱۳۸۶). ازآنجاکه طرحوارهها نسبتاً ثابت و عامل ثبات خود هستند بهعنوان اطلاعات تأییدی دائماً جستجو میشوند و میتوانند باعث آسیبپذیری فرد نسبت به آشفتگیهای روانشناختی شوند (مک گین[۲۵] و یانگ،۱۹۹۶، به نقل از پور محمد، یعقوبی، یوسفی، محمد زاده و نجفی،۱۳۹۲). باید خاطرنشان ساخت که طرحواره درمانی بهمنظور تکامل درمان شناختی-رفتاری درمان اختلالات روانشناختی مزمن و مقاوم پدید آمد که پیشتر از این سخت و مشکلزا برای درمان تلقی میشدند و بهاندازه کافی از درمان شناختی-رفتاری سنتی بهره نمیبردند. این درمان ویژگیهای خاصی را در بیماران نشانه میگیرد که درمان شناختی-رفتاری در توجه و درمان این ویژگیها ناتوان است (یانگ و همکاران،۲۰۰۸، به نقل از اعلمی نیا،۱۳۹۴). درمان شناختی-رفتاری برای شناخت طرحوارهها از رویکرد بالا به پایین استفاده میکند. بهعنوانمثال در اختلالهای اضطرابی از سطح نگرش شروع میکند سپس به مفروضههای زیربنایی و درنهایت به طرحوارهها میپردازد؛ اما در طرحواره درمانی این روند برعکس است و از پایین به بالا است. بهعبارتدیگر فرآیند طرحواره درمانی مستقیماً به سراغ عمیقترین سطح طرحواره میرود (پینتو-گوویا، کاستیو، گالاردو و کانها[۲۶]،۲۰۰۶، به نقل از عاشوری،۱۳۹۴). البته کاربرد طرحواره درمانی مستلزم آشنایی کامل با مبانی نظری و مفهومی این درمان و داشتن مهارت کافی درمان شناختی-رفتاری و کار با طرحوارهها است. طرحوارههای مربوطه دربرگیرنده باورهای اساسی درباره ماهیت انسان و نحوه روابط با دیگران میباشند و فرض میشود که نسبتاً ثابت هستند. در رویکرد طرحواره درمانی محور تمرکز بر آگاهی و بینش افزایشیافته و درک نقش طرحوارهها در حفظ موقعیتهای مسئله آفرین و همچنین تعدیل نحوه فعالسازی و عمل طرحوارهها است (کاستنگای و هیل[۲۷]،۲۰۰۷). بینش در این رویکرد که آگاهی عمیق به ساختارهایی (طرحوارهها) است که بهعنوان بازنماییهای شناختی در تعبیر و تفسیر موقعیتهای مبتنی بر ارتباط بین فردی دخالت میکنند (گلدفرید[۲۸]،۲۰۰۳). در حوزه شناخت درمانی، بک در اولین نوشتههایش به مفهوم طرحواره اشارهکرده است و در چهارچوب رواندرمانی، طرحواره بهعنوان یک عامل سازمان بخش در نظر گرفته میشود که برای درک تجارب زندگی فرد ضروری است (یانگ و همکاران،۲۰۰۳، به نقل از یوسفی،۱۳۹۰). مدلهای شناختی در تبیین اختلالات روانشناختی به اثر طرحوارههای ناکارآمد اولیه در شکلگیری علائم آسیبشناسی روانی اشاره دارد. در این مدل درمانی از راهبردهای شناختی، تجربی، بین فردی و رفتاری برای تغییر طرحوارههای ناسازگار اولیه استفاده میشود (اسکات[۲۹] و یانگ،۲۰۰۶). درنتیجه یکی از روشهای مؤثر در سلامت روانی طرحواره درمانی است. چون طرحواره درمانی بر عمیقترین سطح شناخت تأکید میکند ازاینرو به دنبال آن است که هسته مرکزی مشکل را اصلاح نماید و این عمل را از موفقیت بالایی درمان اختلالات اضطرابی و افسردگی و دستیابی بهسلامت برخوردار است (پینتو-گوویا و همکاران،۲۰۰۶، به نقل از خشنود و همکاران،۱۳۹۴)؛ بنابراین به نظرمی رسد برای درمان اختلالات مزمن و مقاوم به درمان، تأکید بر محتوا و فرایندهای پردازش فکری و کار کردن در سطح افکار خود آیند منفی و باورهای هستهای بیماران که در شناخت درمانی مدنظر میباشند، کافی نباشد و باید بر طرحوارههای شناختی بیماران بهخصوص طرحوارههای شناختی ناسازگار اولیه بهعنوان پایهایترین و ابتداییترین سطوح شناختی توجه بیشتری نمود (بک، فریمن، یانگ[۳۰]،۱۹۹۰، به نقل از موسوی اصل و همکاران،۱۳۹۳). یانگ معتقد است که درمان شناختی متمرکز بر طرحواره برای درمان اختلالات روانشناختی سخت و مزمن بر شناخت درمانی کوتاهمدت برتری دارد (فارل و شاو[۳۱]، ۲۰۱۸). این شیوه درمان سیستم جدیدی از رواندرمانی را تدارک میبیند که مخصوصاً برای بیماران مبتلا به اختلالات روانشناختی مزمن و مقاوم که تاکنون یک مسئله بغرنج درمان محسوب میشدند، مناسب است. بیماران در اوایل زندگی بهمنظور انطباق با طرحواره، پاسخها و سبکهای مقابلهای ناسازگاری را به وجود میآورند تا مجبور نشوند هیجانهای شدید و استیصال کننده را تجربه کنند که این کار معمولاً منجر به تداوم طرحواره میشود. با توجه به جایگاه و اهمیت طرحوارههای ناسازگار اولیه و نقش سالهای نخستین زندگی در پدید آیی و تداوم آنها و فقدان ابزار مناسب برای شناسایی طرحوارهها بهصورت بومی و متناسب با شرایط داخلی جامعه، پژوهش حاضر باهدف دستیابی به اندازهگیری روایی و پایایی آزمون طرحوارههای ناسازگار اولیه انجام شد. در کشور ما بهمنظور شناسایی و تعیین طرحوارههای موجود افراد یکی از پرسشنامههای معتبر، پرسشنامه طرحوارههای یانگ در دو فرم بلند و کوتاه مورداستفاده است که دارای اهمیت بسیاری است؛ اما به نظر سازندگان آزمون مکانیسمهای طرحوارهای یانگ، ضرورت دارد تا آزمون معتبر و متناسبی در موضوع مکانیسمهای هیجده گانه یانگ بهصورت کاربردی طراحی و ساخته شود. بدینجهت در این پژوهش در پی دستیابی به چنین ابزاری متناسب و خاص هستیم؛ بنابراین هدف کلی این پژوهش، ساخت و هنجاریابی ابزاری عینی و دقیق جهت تشخیص و شناسایی مکانیسمهای مربوطه و فراهم آوردن زمینه برای مطالعات بعدی در این مورد است. همچنین پژوهش حاضر در راستای ساخت آزمونی برای عملیاتی کردن مکانیسمهای مؤثر بر پایه نظریه طرحوارهای جفری یانگ، قصد دارد پرسشهای اصلی زیر را مورد آزمون قرار دهد. ۱- ویژگیهای روانسنجی مکانیسمهای طرحواره بهعنوان یک سازه روانی کدماند؟ ۲- طرحوارههای مذکور بهعنوان یک سازه روانی از چه مکانیسمهایی تشکیلشده است؟ ۳- آیا آزمون مکانیسمهای طرحواره از روایی محتوا برخوردار است؟ ۴- آیا آزمون مکانیسمهای طرحواره از روایی سازه برخوردار است؟ ۵- آیا آزمون مکانیسمهای طرحواره از اعتبار یا پایایی لازم برخوردار است؟
روش پژوهش:
این مطالعه از نوع ابزارسازی و اعتبار سنجی است. روش پژوهش توصیفی از نوع پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش حاضر عبارت است از شهروندان شهر تهران در سال ۹۸ بود که آزمون محقق ساخته بر مبنای نظریه جفری یانگ را تعداد ۵۱۳ نفر (۲۸۶ زن و ۲۲۷ مرد) که به روش نمونهگیری تصادفی انتخابشده بودند را پاسخ دادند.
ابزار پژوهش:
ابزار مورداستفاده آزمون محقق ساخته بود که بهمنظور تدوین و ساخت آن به بررسی ویژگیها، مفاهیم و تعاریف طرحواره، مطالعه پژوهشهای پیشین و بررسی آزمونهای موجود و کسب نظرات اساتید و متخصصان در مورد مفهوم این سازه پرداخته شد. یانگ (۲۰۰۵) ۱۸ طرحواره ناسازگار اولیه را در قالب ۵ حوزه شناسایی و معرفی کرده است. در این مدل درمانی ۱۸ طرحواره بر طبق ۵ نیاز هیجانی ارضا نشده تقسیم میشوند که آنها را حوزههای طرحواره مینامیم که عبارتاند از: ۱-بریدگی و طرد، طرحوارههای آنها شامل: رهاشدگی/ بیثباتی، بیاعتمادی/ بدرفتاری، محرومیت هیجانی، نقص/ شرم، انزوای اجتماعی/ بیگانگی. بیمارانی که طرحوارههایشان در این حوزه قرار دارد نمیتوانند دلبستگیهای ایمن و رضایت بخشی با دیگران برقرار کنند. چنین افرادی معتقدند که نیازهای آنها در ثبات، عشق، امنیت و تعلقخاطر برآورده نخواهد شد. ۲ – خودگردانی و عملکرد مختل، طرحوارههای آنها شامل: وابستگی/ بیکفایتی، آسیبپذیری نسبت به ضرر یا بیماری، خود تحول نایافته/ گرفتار، شکست. بیمارانی که طرحوارههایشان در این حوزه قرار دارد از خود و محیط اطرافشان انتظاراتی دارند که در توانایی آنها برای تفکیک خود از نماد والدین و دستیابی به عملکرد مستقلانِ مانع ایجاد میکند. ۳ – محدودیتهای مختل، طرحوارههای آنها شامل: استحقاق/ بزرگمنشی، خویشتنداری و خود انضباطی ناکافی. بیمارانی که طرحوارههایشان در این حوزه قرار دارد محدودیتهای درونی آنها در خصوص اقدام متقابل و خویشتنداری بهاندازه کافی رشد نکرده است. ۴ – دیگر جهت مندی، طرحوارههای آنها شامل: اطاعت، ایثار، پذیرش جویی/ جلبتوجه. بیمارانی که طرحوارههایشان در این حوزه قرار دارد بهجای رسیدگی به نیازهای خود به دنبال ارضای نیازهای دیگران هستند. ۵- گوشبهزنگی بیشازحد و بازداری، طرحوارههای آنها شامل: منفی گرایی/ بدبینی، بازداری هیجانی، معیارهای سرسختانه/ عیبجویی افراطی، تنبیه. بیمارانی که طرحوارههایشان در این حوزه قرار دارد احساسات و تکانههای خودانگیخته را واپسزنی میکنند. این مقیاس در سال ۱۳۹۹ توسط کردلو، کاویان فر و خنداندل بر مبنای نظریه جفری یانگ ساختهشده است. در این تحلیل و بهمنظور دستیابی به ساختار عاملی سادهتر، ۵۴ گويه سه گزارهای در قالب ۱۸ طرحواره در معرض تحلیل مؤلفه اصلی قرار گرفت که سیزده مؤلفه (رهاشدگی، بیاعتمادی، محرومیت هیجانی، نقص/شرم، انزوای اجتماعی، وابستگی، آسیبپذیری، خود تحول نیافته، استحقاق، خویشتنداری، ایثار، منفی گرایی و بازداری هیجانی) شناساییشدهاند. لازم به ذکر است که بارهای عاملی پنج مؤلفه به سطح معناداری نرسیده و درنتیجه از جدول حذفشدهاند.
نحوه اجرای آزمون:
درمانگر به دو نحو میتواند آزمون را در اختیار مراجع قرار دهد. اول آنکه مراجع آزمون را بهعنوان تکلیف خانگی در خانه و یا مرکز مشاوره بکار گیرد. برای انجام آزمون بهعنوان تکلیف خانگی از مراجع خواسته میشود که هر یک از گزارهها را مطالعه نموده و نمره موردنظر را وارد نماید درصورتیکه علاوه بر گزارههای فوق مواردی دیگری به ذهنش رسید در قسمت موارد دیگر اضافه نماید. درصورتیکه آزمون در جلسه درمان تکمیل میگردد، مشاوره با خواندن گزارهها در مورد نمره مأخوذه با مراجع به توافق میرسد و موارد دیگر را با شناختی که از مراجع به وجود میآید تکمیل مینماید.
شیوه نمرهگذاری و تحلیل و تفسیر آزمون:
تسلط بر جزئیات خاص اطلاعات مربوط به یک آزمون یک پیششرط اساسی و ضروری برای تعبیر و تفسیر صحیح آزمون و فرد مورد آزمون است. مقدار اطلاعاتی که از تحلیل و تفسیر این آزمون ارزیابیکننده به دست میآید به عواملی همچون میزان کار آیی مطلوب و مناسب این ابزار، میزان تجربه و مهارت تفسیرکننده، میزان معلومات و آگاهیهای استفادهکنندگان از آزمون و همچنین میزان تجربه آزمونکننده در طول اجرا، تحلیل و تفسیر نتایج حاصل از بهکارگیری این آزمون است. این آزمون که بر اساس نظریه طرحواره یانگ ساختهشده است، یک آزمون سرندی مبتنی بر خود گزارش دهی است که در مجموعههای بالینی باهدف ردیابی مسائل و مشکلات شناختی و هیجانی بهعنوان طرحوارههای ناسازگار اولیه فرد که در دوران ابتدایی زندگی شکلگرفتهاند، مورداستفاده قرار میگیرد. هدف اصلی آزمون دستیابی به یک تشخیص کلی در مورد طرحوارههای ناسازگار فرد است. این آزمون بهعنوان ابزاری سرندی میتواند احتمال رگههایی از طرحوارههای ناسازگار اولیه را که منجر به اختلالات و مشکلات روانی شناختهشده بالینی و شخصیت میگردد را تعیین و شناسایی کند. فرآیند نمرهگذاری بر مبنای میزان نمره یا امتیازی است که آزمودنی به هر یک از گزینههای مشخصشده برای هر طرحواره در چهارچوب سه سبک مقابلهای تسلیم، اجتناب و جبران اختصاص میدهد، انجام خواهد شد. روش نمرهگذاری در این پرسشنامه نیمه ساختاریافته بهصورت باز پاسخ بوده، به این معنی که گزینههای بهعنوان پیشفرض در نظر گرفتهشده است اما برای موارد خاص نیز قسمتی بهعنوان موارد در تعبیهشده است تا آزمودنی در اظهارنظر خود فعال بوده و آزادی عمل احساس کند. درنهایت پس از انجام نمرهگذاری به روش فوق، مجموع کل نمرات حاصل از ۱۳ عامل برای آزمودنی به دست میآید و امتیاز کلی او در این آزمون مشخص میگردد. نتایج نیز بر اساس نمراتی که آزمونشونده کسب میکند و نیز تحلیل آزمونگر تفسیر میشود. پسازآنکه نمرات کل طرحواره به دست آمد میتوان در مورد طرحواره کلی آزمودنی به تحلیل و تفسیر پرداخت. آزمون تهیهشده درمجموع شامل ۱۱۷ گزینه تشخیصی بهصورت باز پاسخ در رابطه با طرحوارههای ناسازگار اولیه فرد است که پاسخدهندگان از طریق انتخاب گزینه مناسب و یا سایر موارد موردنظر خود به اظهارنظرمی پردازند. در تحلیل این آزمون میتوان گفت که این آزمون که دارای ۱۳ طرحواره استاندارد بر مبنای نظر جفری یانگ است که هر یک از آنها بهمنظور ارزیابی یکی از عوامل مهم تأثیرگذار بر فکر، احساس، رفتار و روابط بین فردی ساختهشده است. مجموعه کامل آزمون بر آن است تا از دیدگاه شناختی، هیجانی و رفتاری بر مبنای رویکرد مطرحشده، ارزیابی جامعی از فرد مورد آزمون به عمل آورد. بهطور اخص هر عامل در این آزمون بهمنظور ارزیابی آنچه یک شخص تحت شرایط معین انتخاب و یا اظهار خواهد کرد و بررسی شرایط وی از طریق توصیف ویژگیهای فردی و بین فردی بهمنظور مشخص نمودن طرحواره کلی فرد آزمونشونده است. این آزمون دارای فهرستی از طرز فکرها و باورهای مختلف تأثیرگذار در زندگی است که بهصورت اظهارنظرهایی در قالب جملات در جدول مزبور و به تفکیک سه سبک مقابلهای برای هر یک از طرحوارهها آمده است که آزمودنی میبایست با توجه به شرایط فعلی و اوضاعواحوال روحی و روانی خود در حال حاضر مشخص کند که میزان موافقتش با هر یک از آنها در بازهای بین صفرتا صد (۰ تا ۱۰۰) به چه میزان است. در هر یک از خرده مقیاسهای ۱۳ گانه در این آزمون در چهارچوب سه واکنش یا سه سبک مقابلهای تسلیم، اجتناب و جبران، دارای سه گزینه انتخابی برای آزمودنی است که فرد مورد آزمون مطابق با نوع فکر، احساس، رفتار و روابط بین فردی خود گزینه یا گزینههای موردنظر را انتخاب کرده نمره یا امتیازی در بازه مشخصشده به آن اختصاص میدهد. روش نمرهگذاری در این آزمون بدین ترتیب است که برای هر یک از سبکهای مقابلهای سهگانه فرد که در هر طرحواره سه گزینه بهعنوان پیشفرض برای آن تعبیهشده است، آزمودنی بر اساس میزان شباهت هر یک از گزارهها که نشاندهنده طرز فکر و باورهای بنیادی است با شرایط حال حاضر خود نمره یا امتیازی در بازه صفرتا صد اختصاص میدهد. البته درصورتیکه آزمودنی گزینهای را در فکر یا احساس یا رفتار و یا روابط خود مشاهده میکند که با هیچیک از گزارههای سهگانه شباهتی ندارد، میتواند در قسمت موارد دیگر که از سوی سازندگان آزمون برای موارد خاص در جدول و در ذیل هر طرحواره در نظر گرفتهشده است، اضافه نموده و نمره یا امتیاز مربوط را لحاظ نماید. نمره هر طرحواره بهطور جداگانه در جدول پاسخنامهای درج خواهد شد و درنهایت نمرات حاصل از طرحوارههای ۱۳ گانه محاسبه و نمره کلی فرد در هریک از سبکهای مقابلهای که واکنشهای فرد بهحساب میآیند، به دست خواهد آمد که پس از تحلیل و تفسیرهای لازم توسط آزمونکننده، طرحواره کلی فرد مشخص خواهد گردید. این آزمون که بهصورت خود سنجی اجرا میشود، بهمنظور غربالگری افراد دارای طرز فکرها و باورهای مشکلزا به کار میرود که اجرای آن بسیار آسان است. در تفسیر این آزمون میتوان گفت که انتخاب هر یک از گزینههای مندرج در جدول نشاندهنده طرحواره کلی فرد آزمونشونده است.
تجزیهوتحلیل دادههای پژوهش
براي تجزیهوتحلیل اطلاعات پژوهش حاضر، از نرمافزارهاي آماري SPSS و LISREL استفاده گرديد. بهمنظور سنجش پايايي مقياس، از ضريب آلفاي كرونباخ و براي بررسي روايي سازه نيز از روایی همگرا و تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی استفاده گرديد.
یافتههای پژوهش:
ابتدا در سطح توصيفي، با استفاده از شاخصهاي آمار توصيفي مانند جداول و نمودارهای توزيع فراواني، ویژگیهای جمعیت شناختی شرکتکنندهها و ميانگين و انحراف استاندارد متغيرهاي تحقيق موردبررسی قرار گرفت. سپس در سطح استنباطي، برای تحلیل عاملی اکتشافی از نرمافزار SPSS نسخه ۲۳ و برای تحليل عاملي تأییدی از نرمافزار LISREL نسخه ۷۰/۸ استفاده شده است.
قسمت اول: نتایج توصیفی
در اين قسمت به توصيف دادههاي مربوط به ويژگيهاي عمومي پاسخگويان، يعني جنسیت، وضعیت تأهل و میزان تحصیلات ارائهشده است.
توصیف متغیرهای جمعیت شناختی:
جنسیت
جدول ۴-۱: توزيع فراواني نمونهها برحسب جنسیت
| جنسیت | فراواني | درصد |
| زن | ۲۸۶ | ۸/۵۵ |
| مرد | ۲۲۷ | ۲/۴۴ |
| جمع | ۵۱۳ | ۱۰۰ |
همانطور که در جدول ۴-۱ مشاهده ميشود، از كل جمعیت ۵۱۳ نفرِ موردمطالعه، تعداد ۲۸۶ نفر (۸/۵۵ درصد) زن و تعداد ۲۲۷ نفر (۲/۴۴ درصد) مرد هستند.
وضعیت تأهل
جدول ۴-۲: توزيع فراواني نمونهها برحسب وضعیت تأهل
| وضعیت تأهل | فراواني | درصد |
| مجرد | ۲۰۶ | ۲/۴۰ |
| متأهل | ۲۷۴ | ۴/۵۳ |
| طلاق | ۳۲ | ۴/۶ |
| جمع | ۵۱۳ | ۱۰۰ |
همانطور كه در جدول و نمودار ۴-۲ مشاهده ميشود، از كل جمعیت ۵۱۳ نفرِ موردمطالعه، تعداد ۲۰۶ نفر (۲/۴۰ درصد) مجرد، تعداد ۲۷۴ نفر (۴/۵۳ درصد) متأهل و تعداد ۳۲ نفر (۴/۶ درصد) طلاق گرفته بودهاند.
میزان تحصیلات
جدول ۴-۳: توزيع فراواني نمونهها برحسب میزان تحصیلات
| میزان تحصیلات | فراواني | درصد |
| زیر دیپلم | ۲۹ | ۷/۵ |
| دیپلم | ۱۲۶ | ۶/۲۴ |
| کاردانی | ۷۹ | ۴/۱۵ |
| کارشناسی | ۲۰۶ | ۲/۴۰ |
| کارشناسی ارشد | ۶۱ | ۹/۱۱ |
| دکترا | ۱۲ | ۴/۲ |
| جمع | ۵۱۳ | ۱۰۰ |
همانطور كه در جدول و نمودار ۴-۳ مشاهده ميشود، از كل جمعیت ۵۱۳ نفرِ موردمطالعه، تعداد ۲۹ نفر (۷/۵ درصد) دارای تحصیلات زیر دیپلم، تعداد ۱۲۶ نفر (۶/۲۴ درصد) دارای تحصیلات دیپلم، تعداد ۷۹ نفر (۴/۱۵ درصد) دارای تحصیلات کاردانی، تعداد ۲۰۶ نفر (۲/۴۰ درصد) دارای تحصیلات کارشناسی، تعداد ۶۱ نفر (۹/۱۱ درصد) دارای تحصیلات کارشناسی ارشد و تعداد ۱۲ نفر (۴/۲ درصد) دارای تحصیلات دکترا بودهاند. لازم به ذکر است که میانگین سنی گروه نمونه ۵۶/۳۰ و انحراف استاندارد آن ۴۴/۸ است.
قسمت دوم: تحلیل استنباطی دادهها
در اين بخش، به بررسي سؤالات پژوهش با استفاده از آزمونهاي آماري مرتبط شامل تحليل عاملي اكتشافي و تحليل عاملي تأییدی پرداختهشده است. در اينجا بايد به اين نكته اشاره شود كه اصولاً قبل از اجراي تحليل عاملی لازم است مفروضههای زیر رعایت گردد:
۱) شاخص كفايت نمونهگیری[۳۲] (KMO) باید دستکم ۷/۰ و ترجیحاً بالاتر از آن باشد. این شاخص در دامنه صفرتا یک قرار دارد اگر مقدار شاخص نزدیک به یک باشد، دادههای موردنظر برای تحلیل عاملی مناسب هستند. درصورتیکه مقدار KMO کمتر از ۵/۰ باشد دادهها برای تحلیل عاملی مناسب نخواهد بود و اگر مقدار آن بین ۵/۰ تا ۶۹/۰ باشد میتوان بااحتیاط بیشتر به تحلیل عاملی پرداخت و درصورتیکه مقدار آن بزرگتر از ۷۰/۰ باشد همبستگیهای موجود در بین دادهها برای تحلیل عاملی مناسب خواهد بود.
۲) نتیجه آزمون کرویت بارتلت[۳۳] باید ازلحاظ آماری معنادار باشد. برای اطمینان از مناسب بودن دادهها مبنی بر اینکه ماتریس همبستگیهایی که پایه تحلیل قرار میگیرد در جامعه برابر با صفر نیست از آزمون بارتلت استفادهشده است.
تحلیل عاملی اکتشافی:
در این تحلیل و بهمنظور دستیابی به ساختار عاملی سادهتر، ۵۴ گويه در قالب ۱۸ طرحواره در معرض تحلیل مؤلفه اصلی قرار گرفت كه نتايج آن در ادامه ارائه ميشود. اندازههاي KMO و نتايج آزمون كرويت بارتلت در جدول ۴-۴ نمايش دادهشده است.
جدول ۴-۴: اندازههاي KMO نتايج آزمون كرويت بارتلت در تحليل اكتشافي
| KMO | ۹۰/۰ | |
| بارتلت | کای اسکوئر | ۶۶/۶۴۷۰ |
| درجه آزادی | ۱۴۳۱ | |
| سطح معناداری | ۰۰۱/۰ | |
چنانكه در اين جدول ديده ميشود، مقدار KMO برابر با ۹۰/۰ است که نزدیک ۱ است. همچنین سطح معنادار بودن مشخصه آزمون كرويت بارتلت نيز ۰۰۱/۰ است که کوچکتر است ۰۵/۰ است و نشان میدهد ازلحاظ آماری معنادار است. بنابراين، بر پايه هر دو ملاك ميتوان نتيجه گرفت كه اجراي تحليل عاملی بر اساس ماتريس همبستگي حاصل در گروه نمونه موردمطالعه، مناسب خواهد بود.
خروجی دوم تحلیل عاملی اکتشافی جدول اشتراکات نامیده میشود که ضرایب تعیین گويهها را نشان
میدهد. چنانچه این عدد در متغیری کوچکتر از ۵/۰ باشد بایستی آن متغیر (گویِ) حذف شود و مجدداً تحلیل عامل اکتشافی انجام شود. هرچه مقادیر اشتراک استخراجی بزرگتر باشد، عاملهای استخراجشده، متغیرها را بهتر نشان میدهند.
جدول ۴-۵: نتایج اشتراکات اولیه و استخراجی
| گویه | اشتراکات اولیه | اشتراکات استخراجی | |
| T1 | ۱٫۰۰۰ | .۶۶۲ | |
| A1 | ۱٫۰۰۰ | .۶۶۴ | |
| J1 | ۱٫۰۰۰ | .۶۳۵ | |
| T2 | ۱٫۰۰۰ | .۷۴۵ | |
| A2 | ۱٫۰۰۰ | .۷۳۴ | |
| J2 | ۱٫۰۰۰ | .۶۶۷ | |
| T3 | ۱٫۰۰۰ | .۷۷۲ | |
| A3 | ۱٫۰۰۰ | .۵۳۸ | |
| J3 | ۱٫۰۰۰ | .۷۰۴ | |
| T4 | ۱٫۰۰۰ | .۵۲۵ | |
| A4 | ۱٫۰۰۰ | .۶۶۸ | |
| J4 | ۱٫۰۰۰ | .۵۶۳ | |
| T5 | ۱٫۰۰۰ | .۶۵۵ | |
| A5 | ۱٫۰۰۰ | .۷۸۶ | |
| J5 | ۱٫۰۰۰ | .۶۸۸ | |
| T6 | ۱٫۰۰۰ | .۶۹۳ | |
| A6 | ۱٫۰۰۰ | .۶۹۶ | |
| J6 | ۱٫۰۰۰ | .۶۸۲ | |
| T7 | ۱٫۰۰۰ | .۶۳۲ | |
| A7 | ۱٫۰۰۰ | .۶۰۳ | |
| J7 | ۱٫۰۰۰ | .۶۸۱ | |
| T8 | ۱٫۰۰۰ | .۷۴۳ | |
| A8 | ۱٫۰۰۰ | .۶۹۲ | |
| J8 | ۱٫۰۰۰ | .۵۹۶ | |
| T9 | ۱٫۰۰۰ | .۶۸۹ | |
| A9 | ۱٫۰۰۰ | .۷۱۲ | |
| J9 | ۱٫۰۰۰ | .۶۹۷ | |
| T10 | ۱٫۰۰۰ | .۶۷۶ | |
| A10 | ۱٫۰۰۰ | .۷۳۱ | |
| J10 | ۱٫۰۰۰ | .۶۷۵ | |
| T11 | ۱٫۰۰۰ | .۷۲۶ | |
| A11 | ۱٫۰۰۰ | .۷۵۶ | |
| J11 | ۱٫۰۰۰ | .۷۱۰ | |
| T12 | ۱٫۰۰۰ | .۷۳۲ | |
| A12 | ۱٫۰۰۰ | .۶۱۹ | |
| J12 | ۱٫۰۰۰ | .۶۰۷ | |
| T13 | ۱٫۰۰۰ | .۷۱۲ | |
| A13 | ۱٫۰۰۰ | .۶۳۱ | |
| J13 | ۱٫۰۰۰ | .۵۹۰ | |
| T14 | ۱٫۰۰۰ | .۶۲۶ | |
| A14 | ۱٫۰۰۰ | .۷۰۵ | |
| J14 | ۱٫۰۰۰ | .۶۸۵ | |
| T15 | ۱٫۰۰۰ | .۶۵۹ | |
| A15 | ۱٫۰۰۰ | .۶۹۵ | |
| J15 | ۱٫۰۰۰ | .۷۰۵ | |
| T16 | ۱٫۰۰۰ | .۶۵۸ | |
| A16 | ۱٫۰۰۰ | .۵۹۵ | |
| J16 | ۱٫۰۰۰ | .۶۵۳ | |
| T17 | ۱٫۰۰۰ | .۶۴۶ | |
| A17 | ۱٫۰۰۰ | .۶۴۹ | |
| J17 | ۱٫۰۰۰ | .۶۹۴ | |
| T18 | ۱٫۰۰۰ | .۵۹۶ | |
| A18 | ۱٫۰۰۰ | .۶۷۴ | |
| J18 | ۱٫۰۰۰ | .۶۱۶ |
با توجه به دادههای جدول شماره ۴-۵ که نتایج اشتراکات اولیه و استخراجی مربوط به مؤلفهها را نشان میدهد، تمام بارهای عاملی بالاتر از ۵/۰ هستند و نیاز به حذف شاخصی نیست.
جدول ۴-۶: مقادير ارزش ويژه، درصد واريانس و درصد واريانس تجمعی مؤلفهها
| مؤلفه | بعد از چرخش واریماکس | ||
| ارزش ویژه | درصد واریانس | درصد تجمعی | |
| ۱ | ۱۵٫۱۲۴ | ۲۸٫۰۰۸ | ۲۸٫۰۰۸ |
| ۲ | ۴٫۷۵۵ | ۸٫۸۰۶ | ۳۶٫۸۱۴ |
| ۳ | ۲٫۸۶۵ | ۵٫۳۰۵ | ۴۲٫۱۱۹ |
| ۴ | ۱٫۹۴۲ | ۳٫۵۹۷ | ۴۵٫۷۱۶ |
| ۵ | ۱٫۶۸۱ | ۳٫۱۱۴ | ۴۸٫۸۳۰ |
| ۶ | ۱٫۴۸۲ | ۲٫۷۴۴ | ۵۱٫۵۷۴ |
| ۷ | ۱٫۳۹۷ | ۲٫۵۸۶ | ۵۴٫۱۶۰ |
| ۸ | ۱٫۲۷۲ | ۲٫۳۵۵ | ۵۶٫۵۱۵ |
| ۹ | ۱٫۱۵۷ | ۲٫۱۴۳ | ۵۸٫۶۵۹ |
| ۱۰ | ۱٫۱۲۲ | ۲٫۰۷۸ | ۶۰٫۷۳۷ |
| ۱۱ | ۱٫۰۷۸ | ۱٫۹۹۶ | ۶۲٫۷۳۴ |
| ۱۲ | ۱٫۰۶۰ | ۱٫۹۶۳ | ۶۴٫۶۹۷ |
| ۱۳ | ۱٫۰۱۴ | ۱٫۸۷۸ | ۶۶٫۵۷۴ |
با توجه به جدول شماره ۴-۶ نتایج حاصل از تحليل عاملي بر روي پاسخهاي ۵۱۳ نفر از نمونه موردمطالعه، ۱۳ مؤلفه را نشان میدهد که ۵۷/۶۶ درصد كل واريانس توسط این سیزده مؤلفه تبيين مىشود.
نمودار ۴-۱: نمودار اسکری پلات
از نمودار ۴-۱ که به نمودار «اسکری» (شیبدار، ارزشهای ویژه) معروف است، میتوان چنین استنباط نمود که سهم ۱۳ عامل نخست، در واريانس کل متغیرها چشمگيرتر و از سهم بقيه عاملها متمايزتر است.
جدول ۴-۷: بارهای عاملی مؤلفهها پس از چرخش عاملها
| گویه | ۱ | ۲ | ۳ | ۴ | ۵ | ۶ | ۷ | ۸ | ۹ | ۱۰ | ۱۱ | ۱۲ | ۱۳ |
| T1 | .۵۹۵ | ||||||||||||
| A1 | .۵۷۷ | ||||||||||||
| J1 | .۴۱۳ | ||||||||||||
| T2 | .۴۳۹ | ||||||||||||
| A2 | .۵۱۸ | ||||||||||||
| J2 | .۵۰۷ | ||||||||||||
| T3 | .۵۲۱ | ||||||||||||
| A3 | .۴۷۵ | ||||||||||||
| J3 | .۴۸۰ | ||||||||||||
| T4 | .۵۶۶ | ||||||||||||
| A4 | .۴۴۶ | ||||||||||||
| J4 | .۴۵۳ | ||||||||||||
| T5 | .۳۳۲ | ||||||||||||
| A5 | .۳۸۸ | ||||||||||||
| J5 | .۴۱۷ | ||||||||||||
| T6 | .۴۶۱ | ||||||||||||
| A6 | .۴۹۷ | ||||||||||||
| J6 | .۵۰۳ | ||||||||||||
| T7 | .۴۳۱ | ||||||||||||
| A7 | .۳۹۶ | ||||||||||||
| J7 | .۴۰۹ | ||||||||||||
| T9 | .۴۶۲ | ||||||||||||
| A9 | .۳۹۷ | ||||||||||||
| J9 | .۴۱۰ | ||||||||||||
| T10 | .۴۷۳ | ||||||||||||
| A10 | .۵۴۰ | ||||||||||||
| J10 | .۵۱۱ | ||||||||||||
| T11 | .۴۳۶ | ||||||||||||
| A11 | .۴۴۲ | ||||||||||||
| J11 | .۴۲۵ | ||||||||||||
| T13 | .۳۸۵ | ||||||||||||
| A13 | .۵۴۱ | ||||||||||||
| J13 | .۴۴۸ | ||||||||||||
| T15 | .۴۸۳ | ||||||||||||
| A15 | .۵۲۸ | ||||||||||||
| J15 | .۴۷۴ | ||||||||||||
| T16 | .۵۴۶ | ||||||||||||
| A16 | .۵۷۰ | ||||||||||||
| T16 | .۵۰۹ |
همانطور که در جدول شماره ۴-۷ نشان دادهشده است، سیزده مؤلفه (رهاشدگی، بیاعتمادی، محرومیت هیجانی، نقص/شرم، انزوای اجتماعی، وابستگی، آسیبپذیری، خود تحول نیافته، استحقاق، خویشتنداری، ایثار، منفی گرایی و بازداری هیجانی) شناساییشدهاند که میزان اثرات كلي این مؤلفهها برابر با ۵۷/۶۶ درصد بوده است. لازم به ذکر است که بارهای عاملی پنج مؤلفه به سطح معناداری نرسیده و درنتیجه از جدول حذفشدهاند.
تحلیل عاملی تأییدی:
در اين بخش بهمنظور تائید روايي همگراي اين متغيرها تحليل عاملي تأییدی (با استفاده از نرمافزار ليزرل LISREL) ارائهشده و سرانجام مشخصههای برازش مدل ارائه خواهد شد. براي کل مدل تعداد ۱۳ مؤلفه استخراجشده است كه در ادامه مدل تحليل عاملي تأییدی آن در قالب نمودار و جدول ارائه ميشود.
نمودار ۴-۲: مدل تحليل عاملي تأییدی کل مؤلفهها در حالت برآورد استاندارد
الف. مدل در حالت برآورد استاندارد: مدل در حالت برآورد استاندارد بارهاي عاملي «کل مؤلفهها» را نشان میدهد. همانطور كه در نمودار شماره ۴-۲ مشاهده میشود، بار عاملي تمام مؤلفهها در حد قابلقبولي قرار دارد. بيشترين بار عاملي در نظر گرفتهشده براي اندازهگيري مؤلفهها مربوط به «بیاعتمادی)» با وزن ۸۴/۰ و كمترين بار عاملي مربوط به مؤلفههای «محرومیت هیجانی» با وزن ۵۲/۰ است.
نمودار ۴-۳: مدل تحليل عاملي تأییدی کل مؤلفهها در حالت معنيداري
ب) مدل در حالت معنيداري: نمودار شماره ۴-۳ مدل تحليل عاملي تأییدی « مؤلفهها » را در حالت ضرایب معناداری نشان میدهد. اعداد موجود بر روی مسیرها نشانگر مقدار آماره t است. با توجه به اینکه کلیه مقادیر آماره t مسیرها بزرگتر از ۹۶/۱ هستند، بنابراين ارتباط معناداري بین هر گویِ با مؤلفهها وجود دارد.
جدول ۴-۸: شاخصهای برازش مدل در کل مؤلفهها
| نام شاخص | مقدار شاخص محاسبهشده | سطح
قابلقبول |
نتیجه
برازش |
| ريشه ميانگين مربعات خطاي برآورد (RMSEA) | ۰۷۶/۰ | ۸/۰> | عالی |
| نیکویی برازش (GFI) | ۹۱/۰ | ۹۰/۰< | عالی |
| نیکویی برازش تعدیلیافته (AGFI) | ۹۰/۰ | ۸۰/۰< | عالی |
| برازش هنجار یافته (NFI) | ۹۲/۰ | ۹۰/۰< | عالی |
| برازش هنجار نیافته (NNFI) | ۹۰/۰ | ۹۰/۰< | عالی |
| برازش تطبیقی (CFI) | ۹۴/۰ | ۹۰/۰< | عالی |
| برازش افزایش (IFI) | ۹۱/۰ | ۹۰/۰< | عالی |
| ریشه میانگین مربعات باقیمانده استانداردشده (SRMR) | ۰۳۶/۰ | ۰۵/۰> | عالی |
همانطور که در جدول شماره ۴-۸ نشان دادهشده است، مقادیر بهدستآمده در شاخصهای برازش مدل در کل مؤلفهها، مطابق با استانداردهای قابلقبول است و میتوان با اطمینان اظهار نمود که مدل پژوهش از برازش مناسبی برخوردار است.
پایایی:
اعتبار کلی آزمون از طریق محاسبه ضریب آلفای کرونباخ برای مؤلفهها در پژوهش حاضر به شرح زیر هست: رهاشدگی ۸۳/۰، بیاعتمادی ۷۶/۰، محرومیت هیجانی ۶۹/۰، نقص/شرم ۸۱/۰، انزوای اجتماعی ۷۲/۰، وابستگی ۷۵/۰، آسیبپذیری ۷۴/۰، خود تحول نیافته ۸۰/۰، استحقاق ۶۷/۰، خویشتنداری ۷۸/۰، ایثار ۸۴/۰، منفی گرایی ۸۴/۰ و بازداری هیجانی ۷۷/۰٫
بحث و نتیجهگیری:
یکی از پدیدههای شناختی موردتوجه طرحوارهها هستند و یکی از روشهای درمانی مؤثر در دستیابی بهسلامت روان و کاهش علائم اختلالات اضطرابی و افسردگی، طرحواره درمانی است. طرحوارهها سازههایی هستند که بر اساس واقعیت یا تجربه شکل میگیرند و بهعنوان واسطه، پاسخهای رفتاری افراد را تحت تأثیر قرار میدهند (دانگ، شارما و شاکوات[۳۴]، ۲۰۱۹). بررسیها نشان میدهند که طرحوارههای ناسازگار اولیه در شکلگیری و گسترش بسیاری از اختلالات روانشناختی همچون، اختلالات شخصیت، اختلالات اضطرابی و افسردگی مزمن نقش دارند (ماسون و همکاران،۲۰۰۵، به نقل از موسوی اصل و همکاران،۱۳۹۳). نتایج پژوهشهای رایان[۳۵](۲۰۱۸) و کان[۳۶](۲۰۱۸) نشان داد که رابطه منفی و نیرومندی میان ذهن آگاهی و بخش زیادی از طرحوارههای هیجده گانه ناسازگار اولیه یانگ وجود دارد. بک و همکاران (۲۰۰۹) در پژوهشی به بررسی ارتباط بین شناختهای ناکارآمد و اختلالات شخصیت پرداخته است که حاکی از اهمیت پرداختن به عوامل شناختی و هیجانی درگیر در آشفتگی روانی است (به نقل از کاظمی و مطهری،۱۳۹۲). بر اساس نظر یانگ، وین برگر[۳۷] و بک (۲۰۰۱) آسیبهای روانی از شکلگیری و ثابت ماندن طرحوارههای غیر انطباقی اولیه ناشی میشوند (به نقل از پناه علی و همکاران،۱۳۹۲). طرحوارههای ناسازگار مستقیماً منجر به اختلال خاصی نمیشوند، اما آسیبپذیری فرد را برای این اختلال افزایش میدهند (هالجین و ویتبرن سوزان[۳۸]، ۲۰۱۸). در پژوهشها عنوانشده است که طرحوارههای ناکارآمد اولیه مکانیسمهای ناکارآمدی هستند که بهصورت مستقیم یا غیرمستقیم به پریشانی روانشناختی میانجامند (سسرو، مارمون، ریتل، هاتز و جونز[۳۹]،۲۰۰۴). در طی سالیان اخیر اقبال قابلتوجهی بهبه رویکرد طرحواره درمانی صورت گرفته است. بسیاری از پژوهشهای انجامشده در این زمینه نهتنها تأثیرگذاری و سودمندی طرحواره درمانی را درمان اختلالات بالینی و شخصیت موردبررسی و تائید قرار دادهاند بلکه دامنه کاربرد آن را گسترش داده و کارایی این درمان را درزمینهٔ اختلالات مذکور بررسی کردهاند. اثربخشی طرحواره درمانی از سوی پژوهشگران مختلف موردبررسی قرارگرفته است. ازجمله هافارت و سکستون[۴۰](۲۰۱۱) در پژوهشی باهدف بررسی اثربخشی طرحواره درمانی در کاهش نشانههای مرضی به این نتیجه رسیدند که درمان متمرکز بر طرحواره بر کاهش نشانههای اضطراب، افسردگی، خشم و غمگینی مؤثر است. همچنین پژوهشگران دیگر ازجمله سسرو و یانگ (۲۰۰۱)، نوردال و هانس[۴۱](۲۰۰۵) و مانسی[۴۲](۲۰۰۷) نیز در یافتههای خود اثربخشی درمان متمرکز بر طرحواره را در کاهش نشانههای مرضی تائید کردند. به طورکلی طرحوارهها توانایی پیشبینی نشانههای سلامت عمومی رادارند (شهامت،۱۳۹۰، به نقل از آقا یوسفی و امیر پور،۱۳۹۱). طرحواره درمانی به عمیقترین سطح شناخت پرداخته و طرحوارههای ناسازگار اولیه را مورد هدف قرار میدهد و با بهرهگیری از راهبردهای شناختی، عاطفی، رفتاری و بین فردی بیماران را در غلبه بر طرحوارههای مذکور یاری میدهد. هدف اولیه این مدل رواندرمانی ایجاد آگاهی روانشناختی و افزایش کنترل آگاهانه بر طرحوارهها است و هدف نهایی آن بهبود طرحوارهها و سبکهای مقابلهای است (یانگ و همکاران،۲۰۰۳، به نقل از قادری و همکاران،۱۳۹۴). در رابطه با روایی آزمون به روش تحلیل اکتشافی سیزده مؤلفه (رهاشدگی، بیاعتمادی، محرومیت هیجانی، نقص/شرم، انزوای اجتماعی، وابستگی، آسیبپذیری، خود تحول نیافته، استحقاق، خویشتنداری، ایثار، منفی گرایی و بازداری هیجانی) شناساییشدهاند که میزان اثرات كلي این مؤلفهها برابر با ۵۷/۶۶ درصد بوده است که به روش تحلیل تأییدی آنها نیز تائید شدهاند. لازم به ذکر است که بارهای عاملی پنج مؤلفه به سطح معناداری نرسیده و درنتیجه از جدول حذفشدهاند؛ بنابراین نتایج این پژوهش نشان میدهد ابزار ساختهشده توسط محققان، برای سنجش طرحوارهها از روایی لازم برخوردار است. میتوان گفت که نتایج بهدستآمده از این پژوهش با برخی یافتههای پژوهشهای قبلی ازجمله بامبر و مک ماهون (۲۰۰۵)، موریس (۲۰۰۶)، ماسون و همکاران (۲۰۰۵)، بک و همکاران (۲۰۰۹)، سسرو و همکاران (۲۰۰۴)، رایان (۲۰۱۸)، گان (۲۰۱۸)، راینر (۲۰۰۸)، موسوی و همکاران (۱۳۹۳)، هافارت و سکستون (۲۰۱۱)، سسرو و یانگ (۲۰۰۱)، نوردال و هانس (۲۰۰۵) و مانسی (۲۰۰۷) همسو است. از طرفی نتایج بررسی پایایی این مقیاس با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ نشان داد که از پایایی بالایی برخوردار است. بهطورکلی نتایج حاضر نشان داد که پرسشنامه آزمون مکانیسمهای طرحوارهای بر مبنای نظریه جفری یانگ از خصوصیات روانسنجی قابلقبولی برخوردار است و محققان میتوانند از آن بهعنوان ابزاری معتبر در اندازهگیری طرحوارهها در ابعاد ذکرشده استفاده نمایند. همچنین این آزمون میتواند در موقعیتهای درمانی و پژوهشی مورداستفاده قرار گیرد. با توجه به اینکه جامعه پژوهش محدود به شهروندان شهر تهران در سال ۹۸ بوده، لذا پیشنهاد میشود چنین پژوهشی در خصوص تعیین روایی و پایایی آزمون در سایر جوامع و در زمانهای دیگر نیز انجام شود.
منابع:
افشاری نیا، کریم (۱۳۹۳). نقش سبکهای دلبستگی و طرحوارههای ناسازگار اولیه در پیشبینی ملاکهای همسرگزینی دانشجویان دختر شهر کرمانشاه. مجله انتشارات دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرمانشاه، سال ۵٫ شماره ۱٫
آقا یوسفی، علیرضا، امیر پور، برزو (۱۳۹۱). بررسی روایی و پایایی پرسشنامه طرحوارههای ناسازگار اولیه در کودکان به روش تحلیل عاملی. دوماهنامه پژوهنده، مجله پژوهشی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی. سال ۱۷٫ شماره ۵٫
بیگی، علیمحمد، بختیاری، مریم، محمدخانی، شهرام، صادقی، زهره (۱۳۹۱). بررسی رابطه بین طرحوارههای ناکارآمد با اهمالکاری و سلامت روان دانشجویان پزشکی و غیرپزشکی دانشگاه شهید بهشتی. مجله دانشگاه علوم پزشکی مازندران. دوره ۲۲٫ شماره ۹۷٫
پناه علی، امیر، شفیعآبادی، عبدالله، نوابی نژاد، شکوه، نورانی پور، رحمت اله (۱۳۹۲). بررسی اثربخشی مشاوره گروهی با رویکرد طرحواره درمانی برای افزایش شادکامی سالمندان ساکن سرای سالمندان تبریز. مجله زن و مطالعات خانواده. سال ۵٫ شماره ۱۹٫
پور محمد، وحیده، یعقوبی، حسن، یوسفی، رحیم، محمد زاده، علی، نجفی، محمود (۱۳۹۲). مقایسه طرحوارههای ناسازگار اولیه و سبک زندگی در افراد وابسته به مواد و افراد عادی. فصلنامه اعتیاد پژوهی سوءمصرف مواد. سال ۷٫ شماره ۲۷٫
حمید پور، حسن، دولتشاهی، بهروز، پور شهباز، عباس، دادخواه، اصغر (۱۳۸۹). کارایی طرحواره درمانی بر درمان زنان مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر. مجله روانپزشکی و روانشناسی بالینی ایران. سال ۵، شماره ۳٫
خشنود، قاسمعلی، شیرکوند، ناصر، عاشوری، جمال، عرب سالاری، زهرا (۱۳۹۴). تأثیر طرحواره درمانی بر شادکامی و سلامت روان بیماران مبتلا به دیابت نوع دو. فصلنامه پرستاری دیابت دانشکده پرستاری و مامایی زابل. دوره ۳٫ شماره ۱٫
رادی، مریم، حسین ثابت، فریده، برج علی، احمد (۱۳۹۳). بررسی رابطه طرحوارههای ناسازگار اولیه و تصور از خدا در دانشجویان دانشگاه شیراز. فصلنامه مطالعات روانشناسی بالینی. سال ۴٫ شماره ۱۵٫
عاشوری، جمال (۱۳۹۴). مقایسه اثربخشی فراشناخت درمانی و طرحواره درمانی بر کاهش علائم اضطراب و افسردگی دانشجویان پرستاری و مامایی. مجله علمی و پژوهشی دانشگاه علوم پزشکی اراک. سال ۱۸٫ شماره ۲٫
عسکری جنت آبادی، محمد (۱۳۹۱). بررسی و مقایسه اثربخشی روشهای طرحواره درمانی گروهی و واقعیت درمانی گروهی در کاهش میزان عود و افزایش سلامت عمومی معتادان شهرستان تربتحیدریه. پایاننامه کارشناسی ارشد. دانشگاه آزاد اسلامی واحد بیرجند.
قادری، فرزاد، کلانتری، مهرداد، مهرابی، حسینعلی (۱۳۹۴). اثربخشی طرحواره درمانی گروهی در راهبردهای نظم جویی شناختی هیجانی دانشجویان دارای نشانههای اختلال اضطراب اجتماعی. مجله علوم رفتاری. دوره ۹٫ شماره ۲٫
کاظمی، حمید، مطهری، سارا (۱۳۹۲). رابطه طرحوارههای ناسازگار اولیه و حالات فراشناختی در دانش آموزان دختر و پسر. مجله علمی و پژوهشی پژوهشهای علوم شناختی و رفتاری. سال ۳٫ شماره ۱٫
موسوی اصل، علی، برج علی، احمد، سهرابی، فرامرز، فرخی، نورعلی (۱۳۹۳). اثربخشی طرحواره درمانی بر کاهش علائم تجربه مجدد ضربه در جانبازان مبتلا به اختلال استرس پس از ضربه. فصلنامه مطالعات روانشناسی بالینی. سال ۴٫ شماره ۱۴٫
نوایی، جعفر، محمدی آریا، علیرضا (۱۳۹۴). بررسی ارتباط طرحوارههای اولیه ناسازگار با توجیه روابط فرا زناشویی در میان افراد متأهل. نشریه روان پرستاری. دوره ۳٫ شماره ۴٫
یانگ، جفری (۱۳۸۹). طرحواره درمانی. ترجمه، حمید پور، حسن و اندوز، زهرا (۱۳۸۹). انتشارات ارجمند. چاپ سوم.
یانگ، جفری (۱۹۹۹). شناخت درمانی اختلالات شخصیت. ترجمه صاحبی، علی، حمید پور، حسن (۱۳۸۹). تهران. انتشارات آگاه.
یانگ، جفری، کلوسکو، ژانت، ویشان، مار جوری (۲۰۰۳). طرحواره درمانی. ترجمه حسن حمید پور و زهرا اندوز (۱۳۸۶). انتشارات ارجمند.
یوسفی، ناصر (۱۳۹۰). مقایسه اثربخشی دو رویکرد خانوادهدرمانی مبتنی بر طرحواره درمانی و نظام عاطفی بوئن بر میل به طلاق در مراجعان متقاضی متارکه. مجله روانشناسی بالینی. سال ۳٫ شماره ۳٫
References
Bowlby,J. (1989). Attachment and loss. Loss(3) New York: Basic Books.
Castonguay,LG. Hill,CE.(2007). Insight in psychotherapy. American psychological Association Washington.DC.43(5).
Cecero,J.Young,J.E.(2001). Case of silvia: Schema of coused approach. Journal of pcychotherapy integration. 11(2).
Cecero,JJ.Marmon,TS.Reitel,M.Hutz,A.Jones,C.(2004). Images of mother, self and god as predictors of dysphoria in Non-clinical samples. Pers Indiv Differ. 36(7).
Coan, s. (2018). The impact of residential experience on the division of household labor, conflict patterns, differentiation, and marital satisfaction. Journal of Family Issues, 42 (6), 32 – ۴۵٫
Cormire,A.Jourda,B.Laros,S.Walburg,V.Callahan,S.(2010). Influnce between early maladaptive schemas and depression. Article in press. Corrected proof.
Dang, S. Sharma, P. & Shekhawat, L. S. (2019). Cognitive schemas among mental health professionals and other health professionals. Indian journal of psychological medicine, 41(3), 258.
Farrell, J. Show, I.(2018) Experiencing Schema Therapy from the Inside Out: A Self-Practice/Self-Reflection.
Goldfreid,MR. (2003). Cognitive-Behavioral therapy: Reflections on the evolution of therapeutic orientation. Cogn Ther and Rese. 27(1).
Gunty,AL.Buri,JR. (2008). Parental practices and the development of maladaptive schemas. Online submission, paper presented at the annual meeting of the Midwestern psychological Association.
Halichin R, Whitburne, Susan C. (2018). Psychological Pathology: Clinical Perspectives on DSMRelated.
Hawak,l.D. Provencher,M.D. (2011). Schema theory and Schema therapy in mood and anxiety disorders: A review. Journal of cognitive psychotherapy. 25(4).
Hoffort,A.Sexton,H. (2011). The role of optimism in the proceses of schema focused cognitive therapy of personality problems. Journal of behavior research and therapy(40).
James,IA.Reichelt,FK.Freeston,MH.Barton,SB. (2007). Schemas as memories: Implications for treatment.21(1).
Jarvis, M. A. Padmanabhanunni, A. & Chipps, J. (2019). An Evaluation of a Low-Intensity Cognitive Behavioral Therapy mHealth-Supported Intervention to Reduce Loneliness in Older People. International journal of environmental research and public health, 16(7), 1305.
Muncey,C. (2007). Schema focused therapy appears effective for BPD treatment. Monitor on psychology.38(3).
Nordhal,H.M.Hans,M.N. (2005). Schema focused therapy for patient with borderline personality(36).
Palts,H.Tyson,M.Mason,O. (2005). Adult attachment style and core belifs: Are they linked? Clinical psychology and psychotherapy(9).
Psychiatric Disorders. Translation: Yahya Seyyed Mohammadi. Tehran: Ravan Publication.
Rayan, j. M. (2018). Daily marital interaction and positive affect during marital conflict among newlywed couples. Journal of family process, 45(2), 202-2015.
Scott,H.K.Young,J.E. (2006). Schema therapy for borderline personality disorder. Journal of clinical psychology. Vol.62(4).
Simpson, S. Simionato, G. Smout, M. van Vreeswijk, M. F. Hayes, C. Sougleris, C. & Reid, C. (2019). Burnout amongst clinical and counselling psychologist: The role of early maladaptive schemas and coping modes as vulnerability factors. Clinical psychology & psychotherapy, 26(1), 35-46.
Suh, J.W. Lee, H.J. Yoo, N. Min, H. Seo, D.G. & Choi, K.H. (2019). A brief version of the Leahy emotional schema scale: A validation study. International Journal of Cognitive Therapy, 12(1): 38-54. [Link].
Wiebe, S.A, Johnson, S.M. (2016). A review of the research in emotionally focused therapy for couples. Family Process, 55(3): 390-407. [Link]Workbook for Therapists. The Guilford Press.
Young,J.E. (2003). Schema therapy. New York: Guilford.
Young,J.E. (2005). Young Schema Questionaire-short form. New York: Schema therapy Institute.
Zonderman,AB. Ejiogu,N. Norbeck,J. Evans,MK. (2014). The Influnce of health disparities on targeting cancer prevention efforts. AM J Prev Med.46(3).
[۱] – نویسنده مسئول، دانشجوی دکتری مشاوره دانشگاه آزاد واحد تهران شمال Mkordloo@gmail.com
[۲] – دانشجوی دکتری روان شناسی تربیتی دانشگاه دولتی مازندران Hosseinkavianfar@gmail.com
[۳] – دانشجوی دکتری روان شناسی تربیتی دانشگاه آزاد واحد بابل Sahar.khandandel@gmail.com
[۴] -Lamers et al
[۵] – Zonderman, Ejiogu & Norbeck
[۶] -Heriis et al
[۷] -Pizar & Bowlby
[۸] – James, Reichelt, Freeston & Barton
[۹] – Delattre
[۱۰] – Young
[۱۱] – Youn et al
[۱۲] – Jarvis, Padmanabhanunni, & Chipps,
[۱۳] – Cormire, Jourda, Laros, Walburg & Callahan
[۱۴] – Wearden et al
[۱۵] – Palts, Tyson & Mason
[۱۶] -Rainer
[۱۷] – Gunty & Buri
[۱۸] – Wiebe & Johnson
[۱۹] – Suh, Lee, Yoo, Min, Seo & Choi
[۲۰] – Pascal et al
[۲۱] – Hawak & Provencher
[۲۲] – Bambar & Mcmahun
[۲۳] – Moriss
[۲۴] – Simpson, Simionato, Smout, van Vreeswijk, Hayes, Sougleris & Reid
[۲۵] – McGinn
[۲۶] – Pinto-Gouveia, Castilho, Galhardo& Cunha
[۲۷] – Castonguay & Hill
[۲۸] – Goldfreid
[۲۹] – Scott
[۳۰] -Beck, Ferman & Young
[۳۱] – Farrell & Show
[۳۲] – Kaiser-Meyer-Olkin (KMO)
[۳۳] – Bartlett test of sphericity
[۳۴] – Dang, Sharma & Shekhawat
[۳۵] – Rayan
[۳۶] – Coan
[۳۷] -Vinberger
[۳۸] – Halichin & Whitburne Susan
[۳۹] – Cecero, Marmon, Reitel, Hutz & Jones
[۴۰] – Hoffort & Sexton
[۴۱] – Nordhal & Hans
[۴۲] – Muncey
