آزمون مکانیسمهای طرحوارهای یانگ
منیره کردلو
حسین کاویان فر
سحر خندان دل
روشی که مبتنی بر طرحواره برای برخورد با مسائل و مشکلات توسط یانگ به وجود آمده طرحواره درمانی نام دارد. طرحواره درمانی تدبیری نوین و منسجم به درمان اختلالات روانی است که حاصلی از ترکیب روانکاوی، گشتالت درمانی، رفتاردرمانی و شناخت درمانی است. اصل در این رویکرد درمانی بر این است که فرد طرحوارههایی از کودکی با خود به بزرگسالی میآورد. این طرحوارهها معمولاً ناسازگار بوده و موجب میشوند کیفیت زندگی فرد تحت تأثیر قرار بگیرد. برای بهبود کیفیت زندگی فرد باید طرحوارههایش را بهبود دهد. طرحواره درمانی روشی نوین و یکپارچه است که عمدتاً بر اساس بسط و گسترش مفاهیم و روشهای درمانی شناختی – رفتاری کلاسیک بناشده است. طرحواره درمانی اصول و مبانی مکتبهای شناختی – رفتاری، دلبستگی، گشتالت، روابط شئ، ساختگرایی و روانکاوی را در قالب یک مدل درمانی و مفهومی ارزشمند تلفیق کرده است. بااینوجود طرحواره درمانی یک درمان التقاطی نیست که از طریق آزمایش و خطا پیش رود و بلکه مبتنی بر یک نظریه منسجم و یکپارچه است.
شش سازه اصلی در طرحواره درمانی عبارتاند از:
۱ – طرحوارههای ناسازگار اولیه ۲ – نیازهای بنیادین ۳ – حیطههای طرحواره ۴ – راهبردهای مقابلهای
۵ – سبکهای طرحواره ۶ – کنشهای طرحواره
این شیوه درمان سیستم جدیدی از رواندرمانی را تدارک میبیند که مخصوصاً برای بیماران مبتلا به اختلالات روانشناختی مزمن و مقاوم که تاکنون یک مسئله بغرنج در درمان محسوب میشدند، مناسب است. بیماران در اوایل زندگی بهمنظور انطباق با طرحواره، پاسخها و سبکهای مقابلهای ناسازگاری را به وجود میآورند تا مجبور نشوند هیجانهای شدید و استیصال کننده را تجربه کنند که این کار معمولاً منجر به تداوم طرحواره میشود.
تمام موجودات در مقابل تهدید سه واکنش اساسی نشان میدهند شامل جنگ، گریز و میخکوب شدن. این سه واکنش یا سه سبک مقابلهای با جبران افراطی، اجتناب و تسلیم همخوانی دارند. وقتی بیماران تسلیم طرحواره میشوند در مقابل آن گردن مینهند و آن را میپذیرند که طرحواره درست است آنها درد هیجانی طرحواره را مستقیماً احساس میکنند ولی بهگونهای عمل میکنند که صحت طرحواره را تائید نمایند. وقتی بیماران سبک مقابلهای اجتناب را بکار میبرند سعی میکنند زندگی خود را طوری تنظیم کنند که طرحواره هیچوقت فعال نشود. آنها میکوشند با ناآگاهی زندگی کنند، انگار که اصلاً طرحواره وجود ندارد. از فکر کردن راجع به طرحواره اجتناب میکنند و افکار و تصاویر برانگیزنده طرحواره را بلوکه مینمایند و در صورت بروز چنین افکار یا تصاویر ذهنی سعی میکنند حواس خود را پرت کنند یا آن را از ذهن خود بیرون کنند. وقتی بیماران سبک مقابلهای جبران افراطی را بکار میبرند از طریق فکر، احساس، رفتار و روابط بین فردی بهگونهای با طرحواره میجنگند که انگار طرحواره متضادی دارند. آنها سعی میکنند تا حد ممکن با دوران کودکی خود یعنی زمان شکلگیری طرحوارهها متفاوت باشند.
طبق نظر یانگ بیماران برای اینکه به شناخت درمانی پاسخ مطلوب بدهند باید چندین ویژگی را داشته باشند:
۱ – مشکلات آشفته و مبهم فراوان ۲ – مشکلات در روابط بین فردی ۳ – انعطافناپذیری ۴ – اجتناب کردن
در فرآیند درمان یعنی سنجش و تغییر طرحوارهها دو مرحله درمان عبارتاند از مرحله سنجش و آموزش و مرحله تغییر. در مرحله اول به بیمار کمک میشود تا طرحوارههای خود را بشناسد و به ریشههای تحولی آن پی ببرد و مدل طرحواره به بیمار آموزش داده میشود تا بیماران یاد بگیرند که سبکهای مقابلهای ناکارآمد خود را شناسایی کرده و ببینند چگونه این پاسخها موجب تداوم طرحوارههای آنها میشوند. در مرحله دوم درمانگر بسته به نیازهای بیمار راهبردهای شناختی، تجربی، رفتاری و بین فردی خود را بکار میگیرد.
طرحواره درمانی به عمیقترین سطح شناخت پرداخته و طرحوارههای ناسازگار اولیه را مورد هدف قرار میدهد. هدف اولیه این مدل رواندرمانی ایجاد آگاهی روانشناختی و افزایش کنترل آگاهانه بر طرحوارههاست و هدف نهایی آن بهبود طرحوارهها و سبکهای مقابلهای است. در این راستا طرحواره درمانی با تأکید بر تغییر سبکهای مقابلهای ناسازگار و طرحوارههای ناسازگار شکلگرفته در دوران کودکی و تبیین نحوهی اثرگذاری آنها در پردازش و رویارویی با رویدادهای زندگی در درمان و ارائه تکنیکهای شناختی و رفتاری و همچنین با تأکید بر جایگزین کردن الگوهای شناختی و رفتاری سازگارتر و جدیدتر بجای سبکها و راهبردهای مقابلهای ناکارآمد میتواند فرصتی را برای بهبود راهبردهای تنظیم هیجانی فراهم آورد.
برای اندازهگیری طرحوارهها یانگ و همکاران پرسشنامههای متعددی تدوین و معرفی نمودهاند. در پرسشنامه فرم کوتاه (۷۵ سؤالی) تعداد طرحوارههای ناسازگار اولیه ۱۵ و در پرسشنامههای مفصل ۱۸ مورد است که در ۵ حوزه طبقهبندیشدهاند.
نحوه اجرای آزمون:
درمانگر به دو نحو میتواند آزمون را در اختیار مراجع قرار دهد. اول آنکه مراجع آزمون را بهعنوان تکلیف خانگی در خانه و یا مرکز مشاوره بکار گیرد. برای انجام آزمون بهعنوان تکلیف خانگی از مراجع خواسته میشود که هر یک از گزارهها را مطالعه نموده و نمره موردنظر را وارد نماید درصورتیکه علاوه بر گزارههای فوق مواردی دیگری به ذهنش رسید در قسمت موارد دیگر اضافه نماید. درصورتیکه آزمون در جلسه درمان تکمیل میگردد، مشاوره با خواندن گزارهها در مورد نمره مأخوذه با مراجع به توافق میرسد و موارد دیگر را با شناختی که از مراجع به وجود میآید تکمیل مینماید.
شیوه نمرهگذاری و تحلیل و تفسیر آزمون:
تسلط بر جزئیات خاص اطلاعات مربوط به یک آزمون یک پیششرط اساسی و ضروری برای تعبیر و تفسیر صحیح آزمون و فرد مورد آزمون است. مقدار اطلاعاتی که از تحلیل و تفسیر این آزمون ارزیابیکننده به دست میآید به عواملی همچون میزان کار آیی مطلوب و مناسب این ابزار، میزان تجربه و مهارت تفسیرکننده، میزان معلومات و آگاهیهای استفادهکنندگان از آزمون و همچنین میزان تجربه آزمونکننده در طول اجرا، تحلیل و تفسیر نتایج حاصل از بهکارگیری این آزمون است. این آزمون که بر اساس نظریه طرحواره یانگ ساختهشده است، یک آزمون سرندی مبتنی بر خود گزارش دهی است که در مجموعههای بالینی با هدف ردیابی مسائل و مشکلات شناختی و هیجانی بهعنوان طرحوارههای ناسازگار اولیه فرد که در دوران ابتدایی زندگی شکلگرفتهاند، مورداستفاده قرار میگیرد. هدف اصلی آزمون دستیابی به یک تشخیص کلی در مورد طرحوارههای ناسازگار فرد است. این آزمون بهعنوان ابزاری سرندی میتواند احتمال رگههایی از طرحوارههای ناسازگار اولیه را که منجر به اختلالات و مشکلات روانی شناختهشده بالینی و شخصیت میگردد را تعیین و شناسایی کند. فرآیند نمرهگذاری بر مبنای میزان نمره یا امتیازی است که آزمودنی به هر یک از گزینههای مشخصشده برای هر طرحواره در چهارچوب سه سبک مقابلهای تسلیم، اجتناب و جبران اختصاص میدهد، انجام خواهد شد. روش نمرهگذاری در این پرسشنامه نیمه ساختاریافته بهصورت باز پاسخ بوده، به این معنی که گزینههای بهعنوان پیشفرض در نظر گرفتهشده است اما برای موارد خاص نیز قسمتی بهعنوان موارد در تعبیهشده است تا آزمودنی در اظهارنظر خود فعال بوده و آزادی عمل احساس کند. درنهایت پس از انجام نمرهگذاری به روش فوق، مجموع کل نمرات حاصل از ۱۳ عامل برای آزمودنی به دست میآید و امتیاز کلی او در این آزمون مشخص میگردد. نتایج نیز بر اساس نمراتی که آزمونشونده کسب میکند و نیز تحلیل آزمونگر تفسیر میشود. پسازآنکه نمرات کل طرحواره به دست آمد میتوان در مورد طرحواره کلی آزمودنی به تحلیل و تفسیر پرداخت. آزمون تهیهشده درمجموع شامل ۱۱۷ گزینه تشخیصی بهصورت باز پاسخ در رابطه با طرحوارههای ناسازگار اولیه فرد است که پاسخدهندگان از طریق انتخاب گزینه مناسب و یا سایر موارد موردنظر خود به اظهارنظرمی پردازند. در تحلیل این آزمون میتوان گفت که این آزمون که دارای ۱۳ طرحواره استاندارد بر مبنای نظر جفری یانگ است که هر یک از آنها بهمنظور ارزیابی یکی از عوامل مهم تأثیرگذار بر فکر، احساس، رفتار و روابط بین فردی ساختهشده است. مجموعه کامل آزمون بر آن است تا از دیدگاه شناختی، هیجانی و رفتاری بر مبنای رویکرد مطرحشده، ارزیابی جامعی از فرد مورد آزمون به عمل آورد. بهطور اخص هر عامل در این آزمون بهمنظور ارزیابی آنچه یک شخص تحت شرایط معین انتخاب و یا اظهار خواهد کرد و بررسی شرایط وی از طریق توصیف ویژگیهای فردی و بین فردی بهمنظور مشخص نمودن طرحواره کلی فرد آزمونشونده است. این آزمون دارای فهرستی از طرز فکرها و باورهای مختلف تأثیرگذار در زندگی است که بهصورت اظهارنظرهایی در قالب جملات در جدول مزبور و به تفکیک سه سبک مقابلهای برای هر یک از طرحوارهها آمده است که آزمودنی میبایست با توجه به شرایط فعلی و اوضاعواحوال روحی و روانی خود در حال حاضر مشخص کند که میزان موافقتش با هر یک از آنها در بازهای بین صفرتا صد (۰ تا ۱۰۰) به چه میزان است. در هر یک از خرده مقیاسهای ۱۳ گانه در این آزمون در چهارچوب سه واکنش یا سه سبک مقابلهای تسلیم، اجتناب و جبران، دارای سه گزینه انتخابی برای آزمودنی است که فرد مورد آزمون مطابق با نوع فکر، احساس، رفتار و روابط بین فردی خود گزینه یا گزینههای موردنظر را انتخاب کرده نمره یا امتیازی در بازه مشخصشده به آن اختصاص میدهد. روش نمرهگذاری در این آزمون بدین ترتیب است که برای هر یک از سبکهای مقابلهای سهگانه فرد که در هر طرحواره سه گزینه بهعنوان پیشفرض برای آن تعبیهشده است، آزمودنی بر اساس میزان شباهت هر یک از گزارهها که نشاندهنده طرز فکر و باورهای بنیادی است با شرایط حال حاضر خود نمره یا امتیازی در بازه صفرتا صد اختصاص میدهد. البته درصورتیکه آزمودنی گزینهای را در فکر یا احساس یا رفتار و یا روابط خود مشاهده میکند که با هیچیک از گزارههای سهگانه شباهتی ندارد، میتواند در قسمت موارد دیگر که از سوی سازندگان آزمون برای موارد خاص در جدول و در ذیل هر طرحواره در نظر گرفتهشده است، اضافه نموده و نمره یا امتیاز مربوط را لحاظ نماید. نمره هر طرحواره بهطور جداگانه در جدول پاسخنامهای درج خواهد شد و درنهایت نمرات حاصل از طرحوارههای ۱۳ گانه محاسبه و نمره کلی فرد در هریک از سبکهای مقابلهای که واکنشهای فرد بهحساب میآیند، به دست خواهد آمد که پس از تحلیل و تفسیرهای لازم توسط آزمونکننده، طرحواره کلی فرد مشخص خواهد گردید. این آزمون که بهصورت خود سنجی اجرا میشود، بهمنظور غربالگری افراد دارای طرز فکرها و باورهای مشکلزا به کار میرود که اجرای آن بسیار آسان است. در تفسیر این آزمون میتوان گفت که انتخاب هر یک از گزینههای مندرج در جدول نشاندهنده طرحواره کلی فرد آزمونشونده است.
به نام حق
دوست گرامی: هر یک از گزارهها را بخوانید و اگر غالباً شبیه گزینه نیستید نمره صفر و اگر کمترین شباهت را دارا هستید، ۱۰،۲۰ و اگر دارای بیشترین شباهت نمره ۱۰۰ بنویسید. اگر گزینه به شکل دیگری در شما مصداق دارد، در بخش “موارد دیگر” یادداشت نمایید. تشکر
نام و نام خانوادگی: ……………………….. سن: تحصیلات:
| طرحواره | تسلیم (نمره ۰ تا ۱۰۰) | اجتناب (نمره ۰ تا ۱۰۰) | جبران (نمره ۰ تا ۱۰۰)
|
| ۱- رهاشدگی/ بیثباتی | ۱-عادت کردهام باکسانی ارتباط برقرار کنم که به تعهدات خود پایبند نیستند.
۲-اغلب از سمت دیگران آسیبهای زیادی به من رسیده است. ۳- اغلب آدمهایی که با آنها سروکار داشتم مرا تنها گذاشتهاند. |
۱-اغلب از دیگران کناره میگیرم تا مبادا چیزی بگویم یا کاری بکنم که باعث ناراحتی گردد.
۲-اغلب سعی میکنم کسی به من نزدیک نشود و از روابط صمیمی فاصله میگیرم. ۳-دل بستن به دیگران کار بیهودهای است زیرا به دردسر از دست دادن آنها نمیخورد. |
۱-من به افراد نزدیک خودم خیلی وابستهام.
۲-اغلب نگرانم افرادی را که دوستشان دارم از دست بدهم. ۳ –اگر فردی مرا نادیده بگیرد و یا توجه نکند بهشدت ناراحت میشوم. |
| موارد دیگر:
|
|||
| ۲- بیاعتمادی/ بدرفتاری | ۱-دیگران دیر یا زود به من خیانت میکنند.
۲-اغلب افرادی را انتخاب میکنم که با من بدرفتاری و توهین میکنند. ۳-آدمهای زیادی از من سوءاستفاده کردهاند. |
۱-به انگیزهها و نیات دیگران کاملاً مشکوکم و مراقب انگیزههای مخفی و پنهان آنها هستم.
۲ -از روابط نزدیک با دیگران فرار میکنم. ۳-اغلب دیگران در حوزههای شخصی و شغلی چیزی از من نمیدانند. |
۱-اغلب به دیگران اجازه میدهم تصمیمهای مهمی برایم بگیرند.
۲-من معتقدم که همه مردم اساساً دارای قصد و نیت خوب و دوستانهای هستند. ۳-اغلب اعتماد بیشازحد به دیگران دارم. بهطوریکه دیگران میگویند چقدر زودباور هستی. |
| موارد دیگر: | |||
| ۳- محرومیت هیجانی
|
۱-برایم سخت است که گرم و خودجوش باشم.
۲-اغلب افرادی در کنار من هستند که به من بیتوجهی میکنند. ۳-نمیتوانم بهسرعت و بهآسانی احساساتم را بروز دهم. |
۱-۳-به حدی خودم را کنترل مینمایم که دیگران فکر میکنند فاقد احساس یا عاطفه هستم.
۲-نمیتوانم به کسی تعلقخاطر داشته باشم انسان گوشهگیری هستم. ۳-سعی میکنم از روابط صمیمی اجتناب کنم. |
۱-نه شنیدن از دیگران برایم دشوار است.
۲-توقع دارم که دیگران همه خواستهها و نیازهای مرا درک کنند و برآورده سازند. ۳-توقع دارم دیگران حواسشان به من باشد، در غیر این صورت بسیار ناراحت میشوم.
|
| موارد دیگر:
|
